نوروپاتی دیابتی یکی از شایعترین عوارض مزمن دیابت است که با دردهای نوروپاتیک، گزگز، بیحسی و افزایش خطر زخمهای دیابتی همراه است. این وضعیت علاوه بر کاهش کیفیت زندگی، بهطور مستقیم در افزایش هزینههای درمانی بیماران نقش دارد.درمانهای دارویی استاندارد، اغلب تنها تسکین موقتی درد فراهم میکنند و اثر چندانی بر بازسازی عصبی یا بهبود عملکرد نورونها ندارند. به همین دلیل، توجه به روشهای غیر دارویی مانند فیزیوتراپی، تحریک الکتریکی و لیزر درمانی افزایش یافته است. لیزر کمتوان یا فتوبیومدولاسیون (PBM) روشی غیرتهاجمی است که با استفاده از نور قرمز و نزدیک به فروسرخ، فعالیتهای زیستی سلولها و اعصاب را تحت تأثیر قرار میدهد.
برای درمان دیابت حتما از صفحه درمان زخم دیابت دردوران بارداری دیدن فرمایید
هدف از این مقاله بررسی جامع مکانیسمها، شواهد بالینی، پروتکلهای درمانی و آیندهپژوهی در زمینه نقش لیزر درمانی در کنترل و بهبود نوروپاتی دیابتی است.
نوروپاتی دیابتی (Diabetic Peripheral Neuropathy) یک اختلال پیشرونده است که معمولاً در بیماران با سابقه طولانی دیابت و کنترل ضعیف قند خون بروز میکند. در این بیماری، فیبرهای عصبی محیطی بهویژه در اندامهای تحتانی دچار آسیب میشوند و بیمار احساس بیحسی، درد سوزشی، کرختی یا کاهش حس محافظتی در پاها را تجربه میکند. این وضعیت نهتنها فعالیت روزمره را مختل میکند، بلکه زمینهساز زخمهای پای دیابتی و حتی قطع عضو میشود.
روشهای درمانی متداول شامل داروهای ضد درد نوروپاتیک مانند دولوکستین، پرهگابالین و گاباپنتین است. هرچند این داروها تا حدی درد را کاهش میدهند، اما اثرات جانبی نظیر خوابآلودگی، گیجی و وابستگی دارویی میتوانند مشکلساز باشند. از سوی دیگر، این داروها عموماً توانایی بازسازی ساختاری عصب یا بهبود میکروسیرکولاسیون عصبی را ندارند.در دهههای اخیر، پژوهشگران به سراغ روشهای غیر دارویی و فیزیکی رفتهاند که هدف آنها تحریک بازسازی عصب، کاهش التهاب و بهبود عملکرد میتوکندری است. در میان این روشها، لیزر کمتوان یا فتوبیومدولاسیون به دلیل غیرتهاجمی بودن، عدم ایجاد درد و ایمنی بالا بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.مطالعات مختلف نشان دادهاند که نور لیزر با طول موجهای قرمز و نزدیک به فروسرخ میتواند به عمق بافت نفوذ کرده و با تحریک آنزیمهای میتوکندریایی، تولید انرژی سلولی را افزایش دهد. این فرایند علاوه بر کاهش درد نوروپاتیک، به ترمیم عصب و بهبود حس محافظتی پا کمک میکند.
یکی دیگر از مزایای لیزر درمانی نسبت به سایر روشها، قابلیت ترکیب آن با درمانهای دارویی و مراقبتهای استاندارد است. به عبارت دیگر، لیزر را میتوان بهعنوان یک مکمل مؤثر در کنار داروها و کنترل قند خون به کار برد، بدون آنکه عوارض جانبی قابل توجهی ایجاد کند.با وجود این، هنوز چالشهایی مانند استاندارد نبودن پروتکلها، ناهمگونی نتایج مطالعات و محدودیت در کارآزماییهای بزرگمقیاس وجود دارد. همین موضوع ضرورت مرور جامع شواهد و روشن ساختن جایگاه لیزر درمانی در مدیریت نوروپاتی دیابتی را برجسته میسازد.
مکانیسمهای اثر فتوبیومدولاسیون در نوروپاتی دیابتی
فتوبیومدولاسیون با تابش نور قرمز و نزدیک به فروسرخ بر روی بافت عصبی، مسیرهای بیوشیمیایی مختلفی را فعال میکند. یکی از مهمترین این مسیرها تحریک سیتوکروم C اکسیداز در زنجیره تنفسی میتوکندری است که منجر به افزایش تولید ATP میشود. انرژی بیشتر در سطح سلولی به بازسازی فیبرهای عصبی آسیبدیده و عملکرد بهتر سلولهای شوآن کمک میکند.
یکی دیگر از مکانیسمهای شناختهشده، آزادسازی نیتریک اکسید (NO) از بافتها پس از تابش لیزر است. NO بهعنوان یک وازودیلاتور قوی عمل کرده و جریان خون موضعی را افزایش میدهد. این موضوع به بهبود پرفیوژن عصبهای دیستال و تغذیه بهتر آنها کمک میکند.لیزر کمتوان همچنین میتواند با کاهش تولید رادیکالهای آزاد و مهار مسیرهای التهابی، استرس اکسیداتیو را کم کرده و التهاب عصبی را کنترل کند. کاهش سیتوکینهای التهابی مانند TNF-α و IL-6 باعث کاهش تخریب آکسونها میشود.
افزون بر این، مطالعات نشان دادهاند که PBM قادر است بیان فاکتورهای نوروتروفیک مانند NGF (Nerve Growth Factor) را افزایش دهد. این امر سبب تحریک بازسازی عصبی و افزایش تراکم فیبرهای عصبی پوستی میشود که برای بازگشت حس در بیماران اهمیت حیاتی دارد.
انواع منابع نوری و محدوده پارامترهای درمانی
یکی از چالشهای اساسی در درمان نوروپاتی دیابتی با لیزر، انتخاب نوع منبع نوری و پارامترهای مناسب تابش است. منابع مختلفی از جمله لیزرهای هلیوم–نئون (He-Ne) با طول موج ۶۳۳ نانومتر، لیزرهای دیود گالیوم–آلومینیوم–آرسنید (GaAlAs) در محدوده ۷۸۰ تا ۸۶۰ نانومتر و لیزرهای گالیوم–آرسنید (GaAs) با طول موج ۹۰۴ نانومتر استفاده میشوند. هرکدام ویژگیهای متفاوتی از نظر عمق نفوذ و میزان جذب در بافت دارند.
علاوه بر لیزرها، دستگاههای LED با طول موجهای مشابه نیز به کار رفتهاند که به دلیل قیمت کمتر و سهولت دسترسی محبوبیت بیشتری پیدا کردهاند. تفاوت اصلی LED با لیزر در همدوسی نور است که بر میزان نفوذ و تمرکز انرژی اثر میگذارد.
طول موج نور عامل تعیینکننده در عمق نفوذ بافتی است. بهطور کلی، طول موجهای قرمز (۶۳۰–۶۶۰ نانومتر) برای اثرات سطحیتر و طول موجهای نزدیک به فروسرخ (۸۰۰–۹۵۰ نانومتر) برای نفوذ عمیقتر در بافت مناسب هستند. انتخاب طول موج باید با در نظر گرفتن ساختار هدف یعنی اعصاب محیطی دیستال انجام شود.
یکی دیگر از متغیرهای مهم، توان خروجی و چگالی انرژی (ژول بر سانتیمتر مربع) است. مطالعات مختلف از دوزهای متنوعی بین ۲ تا ۱۰ ژول بر سانتیمتر مربع استفاده کردهاند، اما هنوز اجماعی بر سر بهترین مقدار وجود ندارد. مدت تابش معمولاً بین ۲۰ تا ۶۰ ثانیه برای هر نقطه است و تعداد نقاط درمانی برای هر پا میتواند بین ۸ تا ۱۲ باشد. نواحی انتخابی شامل مسیر عصب تیبیال، پرونئال و کف پا هستند. این الگوها بر اساس محل بروز بیشترین علائم انتخاب میشوند. فواصل جلسات درمانی معمولاً ۲ تا ۳ بار در هفته است و دوره درمان بین ۴ تا ۱۲ هفته طول میکشد. برخی مطالعات پیشنهاد کردهاند که جلسات نگهدارنده ماهی یک بار میتواند اثرات بهدستآمده را تثبیت کند. ناهمگونی زیاد در پروتکلها یکی از دلایل اصلی اختلاف در نتایج مطالعات است. برای رسیدن به استاندارد جهانی، نیاز به کارآزماییهای بالینی با طراحی یکسان و پیگیری طولانیتر وجود دارد.
شواهد بالینی و مرور متاآنالیزها
مطالعات کارآزمایی تصادفیشده (RCT) طی دو دهه اخیر نشان دادهاند که لیزر کمتوان میتواند درد نوروپاتیک را کاهش داده و کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشد. در برخی تحقیقات، بیماران پس از ۴ تا ۸ هفته درمان، کاهش قابل توجهی در شاخص درد VAS گزارش کردهاند.
مرورهای نظاممند و متاآنالیزها نتایج نسبتاً امیدوارکنندهای ارائه دادهاند. برای مثال، یک متاآنالیز بر روی دستگاههای مادونقرمز تکرنگ (MIRE) نشان داد که این روش میتواند حساسیت کف پا و درد را در بیماران دیابتی بهبود دهد. شواهد جدیدتر حاکی از آن است که فتوبیومدولاسیون علاوه بر کاهش درد، سرعت هدایت عصبی (NCV) و حس محافظتی پا را نیز بهبود میبخشد. این موضوع میتواند در کاهش خطر بروز زخمهای پای دیابتی نقش حیاتی داشته باشد.
با وجود این، کیفیت متوسط تا پایین بسیاری از مطالعات، اندازه نمونههای کوچک و ناهمگونی پارامترها، مانع از نتیجهگیری قطعی در مورد اثربخشی این روش شده است. نیاز به تحقیقات بیشتر با طراحی استاندارد و پیگیری بلندمدت همچنان وجود دارد.
جایگاه لیزر درمانی در راهنماهای بالینی
راهنماهای بالینی معتبر مانند انجمن دیابت آمریکا (ADA) در نسخه ۲۰۲۵ خود، درمانهای دارویی همچون دولوکستین، پرهگابالین و گاباپنتین را بهعنوان خط اول مدیریت درد نوروپاتیک توصیه کردهاند. همچنین کپسایسین موضعی با غلظت بالا بهعنوان گزینه مکمل تأیید شده است. در این میان، لیزر درمانی هنوز بهعنوان یک درمان استاندارد در این راهنماها گنجانده نشده است.
علت این امر بیشتر به نبود شواهد قوی و همسان برمیگردد. بسیاری از مطالعات بالینی در این حوزه با محدودیتهای روششناختی روبهرو هستند. بهعنوان نمونه، برخی از آنها گروه کنترل مناسبی نداشتهاند یا مدت پیگیری کوتاه بوده است. در نتیجه، کمیتههای تدوین راهنما ترجیح میدهند تا قبل از ارائه توصیه قطعی، شواهد قویتر و باکیفیتتر در دسترس قرار گیرد.
با این حال، در متون علمی اخیر، توجه بیشتری به نقش بالقوه لیزر در مدیریت نوروپاتی دیابتی دیده میشود. برخی مرورها آن را روشی ایمن، غیرتهاجمی و امیدوارکننده توصیف کردهاند که میتواند بهعنوان مکمل درمانهای دارویی استفاده شود. این دیدگاه نشان میدهد که احتمال دارد در آینده نزدیک جایگاه این روش در راهنماها ارتقا یابد.
راهنماهای قدیمیتر انجمن عصبشناسی آمریکا (AAN) لیزر کمتوان را در دسته روشهای «شواهد ناکافی» قرار داده بودند. اما با افزایش حجم مطالعات و انتشار نتایج مثبت، احتمال بازنگری این توصیهها وجود دارد.
بهطور کلی، وضعیت کنونی چنین است: لیزر درمانی هنوز خط اول درمان محسوب نمیشود، اما میتواند برای بیمارانی که به داروها پاسخ کافی نداده یا تحمل عوارض جانبی آنها را ندارند، یک گزینه مکمل ارزشمند باشد. این موضوع بهویژه در کلینیکهایی که بهدنبال درمانهای کمعارضه و قابل تکرار هستند اهمیت پیدا میکند. انتظار میرود در سالهای آینده با استاندارد شدن پروتکلها و انجام کارآزماییهای بزرگ چندمرکزی، شاهد ورود این روش به راهنماهای بینالمللی باشیم.
پروتکلهای عملی پیشنهادی در لیزر درمانی نوروپاتی دیابتی
در مطالعات مختلف پروتکلهای گوناگونی برای لیزر درمانی استفاده شده است، اما بیشتر آنها نقاط مشترکی دارند. معمولاً تابش نور بر روی نواحی کف پا، مسیر عصب تیبیال و پرونئال و نیز مناطق حساس به درد یا بیحسی انجام میشود. انتخاب این نقاط براساس الگوی انتشار نوروپاتی و بیشترین شدت علائم صورت میگیرد.
طول موجهای مورد استفاده غالباً در محدوده قرمز (۶۳۰–۶۶۰ نانومتر) و نزدیک به فروسرخ (۸۰۰–۹۵۰ نانومتر) هستند. طول موجهای قرمز برای اثرات سطحیتر و فروسرخ برای نفوذ بیشتر در بافت کاربرد دارند. ترکیب این دو طیف میتواند اثرات مکملی ایجاد کند و در برخی دستگاهها بهطور همزمان مورد استفاده قرار میگیرد. دوز انرژی تابشی معمولاً بین ۲ تا ۱۰ ژول بر سانتیمتر مربع در هر نقطه است. جلسات درمانی بین ۲۰ تا ۶۰ ثانیه طول میکشد و بسته به شدت بیماری، ۸ تا ۱۲ نقطه برای هر پا در نظر گرفته میشود. فواصل جلسات ۲ تا ۳ بار در هفته بوده و کل دوره درمان بین ۴ تا ۱۲ هفته متغیر است.
ارزیابی موفقیت درمانی با استفاده از ابزارهایی مانند مقیاس VAS برای درد، تست مونوفیلامان ۱۰ گرمی برای حس محافظتی، تست ارتعاش و گاهی بررسی سرعت هدایت عصبی انجام میشود. این شاخصها کمک میکنند تا میزان بهبود بهطور عینی اندازهگیری شود.
انتخاب بیمار و همدرمانیها
انتخاب درست بیمار یکی از عوامل کلیدی در موفقیت لیزر درمانی است. بیماران مبتلا به نوروپاتی دیابتی با شدت متوسط که هنوز حس محافظتی پای خود را کاملاً از دست ندادهاند، بهترین پاسخ را به این روش نشان میدهند. در بیماران با آسیب عصبی بسیار پیشرفته، احتمال بهبود محدودتر است، هرچند کاهش درد همچنان امکانپذیر است.
لیزر درمانی بیشتر بهعنوان یک مکمل در کنار درمانهای استاندارد توصیه میشود. کنترل دقیق قند خون همچنان پایه اصلی مدیریت نوروپاتی است و بدون آن، هیچ روش دیگری اثر پایدار نخواهد داشت. بنابراین، بیماران باید به آموزشهای تغذیهای، مصرف داروهای کاهنده قند خون و فعالیت بدنی منظم پایبند باشند. از نظر دارویی، ترکیب لیزر با داروهای ضد درد نوروپاتیک میتواند اثر همافزایی ایجاد کند. برای مثال، بیمارانی که تنها با دارو پاسخ نسبی داشتهاند، ممکن است با اضافه شدن لیزر بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی خود تجربه کنند. تمرینهای تعادلی و تقویتی نیز بهعنوان مداخلهای کمکی اهمیت دارند. کاهش حس محافظتی پا خطر سقوط و ایجاد زخم را افزایش میدهد. برنامههای تمرینی همراه با لیزر میتوانند همزمان درد را کاهش داده و تعادل بیمار را بهبود بخشند.
مراقبت از پاها بخش جداییناپذیر مدیریت نوروپاتی است. استفاده از کفش مناسب، بررسی روزانه پا برای یافتن زخم یا تاول و رعایت بهداشت از جمله اقدامات اساسی هستند. لیزر میتواند به بهبود حس محافظتی کمک کند و در نتیجه اثربخشی این مراقبتها را افزایش دهد. همچنین باید در نظر داشت که بیماران با بیماریهای همزمان مانند نارسایی شدید عروقی یا زخمهای مزمن باز ممکن است نیاز به پروتکلهای متفاوت داشته باشند. در چنین مواردی، مشاوره بینرشتهای با متخصص غدد، عصبشناسی و جراح عروق توصیه میشود.
ایمنی، عوارض و موارد احتیاط
لیزر کمتوان یک روش ایمن محسوب میشود و تاکنون عوارض جدی در مطالعات بالینی گزارش نشده است. این ویژگی، آن را نسبت به داروهای نوروپاتیک که عوارض متعددی دارند، متمایز میسازد. شایعترین عارضه خفیف مشاهدهشده، قرمزی گذرا یا احساس گرمای ملایم در محل تابش است که معمولاً خودبهخود برطرف میشود. حساسیت پوستی نیز در موارد نادر گزارش شده است.
با این حال، رعایت برخی ملاحظات ضروری است. نور لیزر هرگز نباید مستقیماً به چشم تابانده شود و استفاده از عینک محافظ برای بیمار و درمانگر الزامی است. مناطق دارای بدخیمی فعال یا شک به تومور نباید تحت تابش لیزر قرار گیرند. همچنین در دوران بارداری توصیه میشود از تابش مستقیم بر روی شکم اجتناب شود. در بیماران با نوروپاتی ناشی از علل غیر دیابتی، لیزر باید پس از تشخیص دقیق علت به کار رود تا از اتلاف وقت و هزینه جلوگیری شود. به طور کلی، نسبت سود به ریسک لیزر درمانی بسیار مثبت ارزیابی شده و همین امر باعث شده است بسیاری از کلینیکها آن را بهعنوان گزینهای مطمئن در کنار درمانهای رایج بپذیرند.
دلایل ناهمگونی نتایج در مطالعات بالینی
یکی از مهمترین دلایل اختلاف در نتایج، ناهمگونی پروتکلهای درمانی است. طول موجهای متفاوت، توان خروجی متغیر و تفاوت در مدت و تعداد جلسات باعث شدهاند نتایج بهطور یکنواخت قابل مقایسه نباشند.
اندازه نمونههای کوچک نیز از دیگر مشکلات مطالعات است. بسیاری از کارآزماییها روی گروههای ۲۰ تا ۵۰ نفره انجام شدهاند که قدرت آماری کافی برای نتیجهگیری قطعی ندارند. در مقابل، برای اثبات اثربخشی یک روش درمانی، مطالعات چندمرکزی بزرگ با صدها بیمار مورد نیاز است.
تفاوت در ویژگیهای بیماران نیز نقش دارد. برخی مطالعات بر بیماران با دیابت نوع ۱ و برخی دیگر بر دیابت نوع ۲ تمرکز داشتهاند. همچنین شدت نوروپاتی و مدت ابتلا به دیابت در شرکتکنندگان بسیار متفاوت بوده است. این ناهمگونی باعث کاهش دقت در تحلیل نتایج میشود.
ابزارهای اندازهگیری نیز در مطالعات مختلف یکسان نبودهاند. برخی تنها شدت درد را بررسی کردهاند، برخی سرعت هدایت عصبی و برخی حس محافظتی پا را. این اختلاف در شاخصهای ارزیابی، مقایسه مستقیم نتایج را دشوار میسازد. اثر پلاسبو نیز باید در نظر گرفته شود. در بسیاری از مطالعات، بیماران گروه کنترل نیز بهبود نسبی در درد گزارش کردهاند که احتمالاً ناشی از اثر روانی دریافت درمان بوده است. طراحی کارآزماییهای دوسوکور میتواند این مشکل را تا حدی کاهش دهد.
در نهایت، نبود پیگیری طولانیمدت باعث میشود نتوان مشخص کرد اثرات مشاهدهشده پایدار هستند یا تنها در کوتاهمدت باقی میمانند. این موضوع اهمیت انجام مطالعات با دورههای پیگیری ۶ ماهه یا یکساله را دوچندان میکند.
الگوریتم پیشنهادی در تصمیمگیری بالینی
مدیریت نوروپاتی دیابتی باید با کنترل قند خون آغاز شود. بدون تثبیت قند خون، هیچ مداخلهای اثربخشی پایدار نخواهد داشت. بنابراین، آموزش تغذیه، پایش منظم و مصرف دارو یا انسولین اولین گام است. در مرحله دوم، درمان دارویی برای کنترل درد بهکار گرفته میشود. داروهایی مانند دولوکستین، پرهگابالین و گاباپنتین همچنان بهعنوان خط اول شناخته میشوند.
لیزر درمانی میتواند بهعنوان یک گزینه مکمل در بیمارانی که پاسخ ناکافی به دارو دارند یا از عوارض جانبی رنج میبرند به کار رود. این روش همچنین برای بیمارانی که تمایل به درمانهای غیر دارویی دارند، مناسب است. پس از شروع لیزر درمانی، ارزیابی مجدد پس از ۴ تا ۸ هفته ضروری است. در صورت مشاهده بهبود ۳۰ درصدی یا بیشتر در شاخصهای درد یا حس محافظتی، ادامه جلسات یا وارد کردن جلسات نگهدارنده توصیه میشود.
حوزههای پژوهشی باز و نیازهای آینده
یکی از مهمترین نیازهای پژوهشی، استانداردسازی پروتکلهای لیزر درمانی است. طول موج، توان، دوز انرژی و تعداد جلسات باید بهطور مشخص تعیین شوند تا مقایسه بین مطالعات امکانپذیر باشد. پیگیریهای طولانیمدت برای بررسی پایداری اثرات نیز ضروری است. تاکنون بیشتر مطالعات دورههای کمتر از ۱۲ هفته را بررسی کردهاند، در حالی که نوروپاتی دیابتی یک بیماری مزمن است و باید مشخص شود اثرات لیزر تا چه مدت باقی میمانند. بررسی بیومارکرهای زیستی مانند NSE و CGRP میتواند به شناسایی بیمارانی که بیشترین سود را از درمان میبرند کمک کند. این موضوع راه را برای درمانهای شخصیسازیشده باز میکند. کارآزماییهای چندمرکزی بزرگ با طراحی دوسوکور و گروه کنترل پلاسبو، نیاز دیگری است که میتواند شواهد قطعیتری فراهم کند. تنها در این صورت است که لیزر درمانی میتواند جایگاه ثابت در راهنماهای جهانی پیدا کند.
همچنین بررسی اثر ترکیب لیزر با سایر روشهای نوین مانند تحریک الکتریکی، داروهای بیولوژیک یا سلولدرمانی میتواند افقهای جدیدی در درمان نوروپاتی دیابتی ایجاد کند.
جمعبندی کاربردی
لیزر کمتوان یا فتوبیومدولاسیون در مدیریت نوروپاتی دیابتی یک روش غیرتهاجمی، ایمن و امیدبخش است. مطالعات نشان دادهاند که این روش میتواند درد را کاهش داده و حس محافظتی پا را بهبود بخشد. با وجود نتایج مثبت، ناهمگونی پروتکلها و محدودیتهای مطالعات باعث شدهاند هنوز بهعنوان خط اول درمان شناخته نشود. جایگاه فعلی آن بیشتر بهعنوان یک مکمل در کنار داروها و مراقبتهای استاندارد است.
کلید موفقیت در استفاده از این روش، انتخاب درست بیمار و ترکیب آن با کنترل قند خون، مراقبت از پا و درمانهای دارویی است. چنین رویکردی میتواند اثربخشی بیشتری به همراه داشته باشد.
در آینده، با افزایش حجم شواهد و استاندارد شدن پروتکلها، انتظار میرود لیزر درمانی جایگاه پررنگتری در راهنماهای جهانی پیدا کند و به یکی از ارکان درمان نوروپاتی دیابتی تبدیل شود.
نتیجهگیری نهایی
نوروپاتی دیابتی همچنان یکی از چالشهای مهم در مدیریت بیماران مبتلا به دیابت است. درمانهای فعلی بیشتر بر کنترل علائم متمرکز هستند و توانایی کمی در بازسازی عصب دارند. لیزر درمانی با مکانیسمهای چندگانه خود، امکان جدیدی برای بهبود متابولیسم سلولی و بازسازی عصبی فراهم کرده است.
شواهد موجود نشان میدهند که این روش نهتنها درد بیماران را کاهش میدهد، بلکه میتواند در بهبود کیفیت زندگی و کاهش خطر زخمهای دیابتی نقش داشته باشد. این ویژگیها آن را به گزینهای جذاب برای بیماران و پزشکان تبدیل کرده است. با وجود این، هنوز مسیر زیادی برای رسیدن به شواهد قطعی و ورود به راهنماهای بینالمللی باقی مانده است. پژوهشهای آینده باید بر استانداردسازی پروتکلها، پیگیری بلندمدت و شناسایی نشانگرهای پیشبینیکننده پاسخ تمرکز کنند.
در نهایت، لیزر درمانی باید بهعنوان بخشی از یک رویکرد جامع در نظر گرفته شود؛ رویکردی که شامل کنترل قند خون، درمان دارویی، مراقبت از پا و آموزش بیمار است. تنها در این صورت میتوان بهترین نتیجه را در پیشگیری از عوارض جدی نوروپاتی دیابتی به دست آورد.

